نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
افتخار آفاق
     
افتخار آفاق

 

 
دوستان
جستجوگر فارسی
پنجشنبه، 20 اردیبهشت، 1386

قناعت وار
تکیده بود
باریک وبلند
چون پیامی دشوار
در لغتی
با چشمانی
از سئوال و
عسل
و رخساری بر تافته
از حقیقت و
باد.
مردی با گردش ِ آب
مردی مختصر
که خلاصه خود بود.

خرخکی ها در جنازه ات به سو‏‎‍ء ظن می نگرد.
***
پیش از آن که خشم صاعقه خکسترش کند
تسمه از گرده گاو ِ توفان کشیده بود.
بر پرت افتاده ترین راه ها
پوزار کشیده بود
رهگذری نا منتظر
که هر بیشه و هر پل آوازش را می شناخت.
***
جاده ها با خاطره قدم های تو بیدار می مانند
که روز را پیشباز می رفتی،
هرچند
سپیده
تو را
از آن پیشتر دمید
که خروسان
بانگ سحر کنند.
***
مرغی در بال های یش شکفت
زنی در پستانهایش
باغی در درختش.

ما در عتاب تو می شکوفیم
در شتابت
مادر کتاب تو می شکوفیم
در دفاع از لبخند تو
که یقین است و باور است.

دریا به جرعه یی که تواز چاه خورده ای حسادت می کند.


پنجشنبه، 12 بهمن، 1385

ننگ بر عرب پرستی ننگ بر هويت کشی
قبل از ذکر هر مطلبی باید پیشاپیش ضایعه تکمیل سد سیوند در استان فارس را به ایران دوستان و ایران پرستان تسلیت بگویم .

با تکمیل شدن سد سیوند در استان فارس تمدن ۲۵۰۰ ساله ایران برای همیشه زیر آب مدفون خواهد شد. نکته ای که در فرا سوی افکار عمومی قرار دارد این است که چرا مسئولین ذیربط در سکوت مطلق بسر می برند و خود را آماده سوگواری برای تمدن ایران زمین می کنند!!!!!!!!

*************************************************************

و این هم داستان سد سیوند و تمدن کهن ایران....

تهران _ ميراث خبر گروه استان‌ها، پروين صيدي:

اگر گذرت به تنگه بلاغي در پاسارگاد افتاد، هنوز هم مي‌تواني پس از گذشت 2500 سال جاي چرخ‌هاي ارابه شاهي را كه بر دل اين جاده و به يادگار مانده، ببيني.

جاده‌اي كه به فرمان داريوش بزرگ هخامنشي ساخت آن از سارد (پايتخت ليدي) آغاز شد و پس از اينكه پاسارگاد را به تخت جمشيد متصل كرد به شوش پايتخت هخامنشيان كشده شد و از همان زمان به نام راه شاهي معروف شد.

داريوش شاه بارها و بارها براي اداره امور كشوري و … برگزاري جشن‌هاي بهاره در تخت جمشيد با ارابه مخصوص خود از اين جاده گذر كرد.

اين جاده كه قرن‌هاست در زير خروارها خاك مدفون شده به تازگي سر از غبار زمان برآورده كه با ما از رازها گويد.

از خاطره‌ها، از پيروزي‌ها، از عبور پر از جلال و شكوه داريوش و خشايارشا و اردشير و ديگر شاهان هخامنشي در طول 220 سال سلطنت، از جشن‌ها و … ناگهان از سايه وحشت‌انگيز جنگ، از تعقيب داريوش سوم به وسيله اسكندر مقدوني كه از همين راه داريوش مي‌گريزد و پس از سه روز «بسوس» (قاتل داريوش) باز از همين راه سر داريوش سوم هخامنشي را مي‌آورد و بر دامن اسكندر مي‌افكند و پس از آن آتش و خون.

آرامشي 250 سال بر اين سرزمين حاكم بود دستخوش طوفان حوادث شده و همه چيز برباد مي‌رود. مجموعه كاخ‌هاي ساخته شده بر روي صفه تخت جمشيد بوسيله اسكندر به آتش كشيده مي‌شود و اسكندر و سربازانش باز از همين راه به طرف شوش حركت كرده و آنجا را نيز ويران مي‌كنند.

اين راه تمامي اين رازها را در دل خود نگاه داشته كه اكنون همه را فاش كند اما هنوز سر از خاك برنياورده، اين بار ناچار است براي هميشه به زير آب رفته و غرق شود، براي هميشه خاموش بماند...در دل سرد سد سيوند!

كشف شواهد سفالگري از 7500 سال پيش _ يك محوطه باستاني 7000 ساله _ تدفين اموات مربوط به 6000 سال پيش _ آثاري از بقاياي دوران ايلامي _ بقاياي معماري يك روستاي هخامنشي با ديوارهاي دفاعي ولوله‌هاي سفالي دفع فاضلاب _ يك گورستان كلان سنگي ساساني _ دو اسكلت دفن شده به همراه اشياء در گور _ حوض ساخته شده از لاشه سنگ با اندود گچ _ كارگاه توليد شراب _ خمره ذخيره آذوقه (بزرگ‌ترين ظرف باستاني ايران با 120 كيلوگرم وزن) و …

همه اينها پس از چندين قرن سكوت و خاموشي اراده كرده‌اند كه با ما سخن گويند و از فرهنگ و هنر و آداب و رسوم و اعتقادات خود كه به نوعي اجداد ما هستند، پرده بردارند اما محكومند به فنا، فنا در دل سد سيوند!

اين كشفيات تنها بخشي از آثار ارزشمندي است كه از دل منطقه بلاغي بيرون كشيده شده، شايد با بررسي‌هاي باستان‌شناسي بيشتر در اين مكان هزاران اثر و شاهد زنده از دنياي گذشتگان و نياكان ما سر از خاك برآورند و بخواهند مايه شگفتي و يا عبرت ما شوند!

اما سد سيوند همه و همه را با بيرحمي به كام خود مي‌كشد.

به راستي اين سد از كجا پيدا شده و از جان اين محوطه كهن چه مي خواهد؟

«جامعي»، مدير پروژه احداث سد سيوند مي‌گويد: «در سال 1371 هنگامي كه قصد داشتيم احداث سد را آغاز كنيم طي نامه‌اي، از سازمان ميراث فرهنگي استان فارس استعلام كرده و خواستار بررسي منطقه از نظر فرهنگي شديم اما از جانب سازمان ميراث فرهنگي هيچ گونه اقدامي صورت نگرفت بنابراين ما كار احداث سد را آغاز كرديم.»

اگر آن زمان سازمان ميراث فرهنگي فارس از اهميت منطقه مطلع بود و با ساختن سد در اين ناحيه مخالفت مي‌كرد، با توجه به اينكه در منطقه بلاغي يك يا دو محل ديگر نيز براي سدسازي مناسب شناخته شده، تغيير محل ساخت سد امكان‌پذير بود و اكنون پيشينه و هويت ما به زير آب نمي‌رفت.

طي چند سال گذشته در كشورهاي باستاني جهان برخي از سدها در كنار رودخانه‌ها و محوطه‌هاي باستاني به منظور توسعه اقتصادي و عمراني و تامين آب ساخته شده‌اند. اما اين سدها موجب به خطر افتادن بسياري از محوطه‌هاي باستاني جهان شده است.

كارشناسان جهان با توجه به اهميت طرح‌هاي عمراني و اقتصادي، نجات‌بخشي محوطه‌هاي تاريخي را آغاز كرده‌اند كه از آن جمله مي‌توان به سد «اسوان» در مصر اشاره كرد. كشور مصر براي ادامه روند توسعه اقتصادي و عمراني كشور خود، كميته‌اي جهاني را به رهبري يونسكو تشكيل داد و طي چند سال عمليات گسترده معابد نوبي را از خطر غرق شدن نجات داد.

به اعتقاد كار شناسان مي توان چند اثر شاخص تنگه بلاغي را كه از غناي فرهنگي بيشتري برخوردارند ايزوله كرد. به اين صورت كه با عايق بندي و ايزوگام اين آثار، مانع غرق شدن آنها و يا ورود آب به محوطه ايزوله شده شد و اين آثار براي مراجعان و علاقه‌مندان قابل بازديد نيز مي‌باشد.

گاهي اوقات حتي مي‌توان بقاياي يك معماري يا گور و يا يك سازه را با جابجايي، از خطر غرق شدن نجات داد. چنانكه در چين هنگام ساخت سد در محل «معبد وشو» اين بنا را با دو بار جابجايي نجات دادند.

«محمدحسن طالبيان»، مدير پايگاه پژوهشي پارسه و پاسارگاد با اشاره به تلاش بي‌وقفه تيم‌هاي نجات مي‌گويد: «عمليات نجات‌بخشي در اين محوطه‌ها تا زمان دست يابي به اطلاعات كلي و نتايج مطلوب ادامه دارد. او اميدوار است تا قبل از آبگيري سد بتوانند تمامي 129 محوطه شناسايي شده در اين منطقه را بررسي و نجات‌بخشي كنند.»

كارشناسان زمان مورد نياز براي نجات‌بخشي تمام محوطه‌ها را 4سال مي‌دانند اما زمان تخصيص داده شده از طرف سازمان آب منطقه‌اي استان فارس (مجري ساخت سد سيوند) براي اين كار تنها يك سال مي‌باشد. اين در حاليست كه تا آبگيري سد تنها 6 ماه زمان باقيست، اما آيا مي‌توان تمامي اين محوطه‌ها را در اين فرصت اندك نجات داد يا اينكه بايد همه را به سد سيوند سپرد؟

تيم‌هاي نجات‌بخشي با بررسي و مطالعات خود در اين محوطه‌ها تنها قادرند برخي اطلاعات و آثار منقول را نجات دهند در حاليكه بقاياي ارزشمند غيرمنقول اين محوطه‌ها براي هميشه نابود مي‌شود.

ساخت سد سيوند از سال 71 روي رودخانه پلوار در منطقه بلاغي آغاز شد. تنگه 18 كيلومتري بلاغي در فاصله 4 كيلومتري از محوطه ثبت جهاني پاسارگاد قرار دارد اين تنگه تا پايان دي ماه امسال آبگيري مي‌شود و 129 محوطه مهم باستاني و تاريخي را با خود به زير آب مي‌برد.

محوطه پاسارگاد در استان فارس پنجمين محوطه جهاني ايران است كه طي آخرين جلسه يونسكو در تيرماه سال 83 كه در چين برگزار شد به علت دارا بودن شاخص‌هاي فراوان در فهرست جهاني يونسكو ثبت شد.

سازمان آب منطقه‌اي فارس بهمن ماه سال گذشته پس از اينكه باستان‌شناسان در تنگه بلاغي و در درون درياچه سد سيوند 129 محوطه باستاني را شناسايي كردند، تمام پروژه‌هاي خود را به سازمان ميراث فرهنگي براي بررسي ارايه داد.

بررسي‌هاي اوليه را گروهي از كارشناسان بنياد پژوهشي پارسه و پاسارگاد و كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري آغاز كردند. پس از آن يك هيئت مشترك از ايران و ايتاليا با ادامه بررسي‌ها موفق به كشف يك روستاي هخامنشي با بقاياي معماري و ديوارهاي دفاعي و لوله‌هاي سفالي مخصوص دفع فاضلاب شد.
هم اكنون چهار تيم مشترك از فرانسه _ آلمان_ لهستان و ژاپن با همكاري ايران در اين تنگه مشغول بررسي و نجات‌بخشي اين محوطه‌ها هستند.

گاهي اوقات در مسير برخي پروژه‌هاي بزرگ از قبيل احداث بزرگراه‌ها _ لوله‌كشي‌هاي گاز و آب و يا ساخت سد به يك يا چند محوطه تاريخي برخورد مي‌شود.

در اين‌گونه مواقع كه امكان تغيير مسير بزرگراه يا لوله كشي ميسر نيست براي جلوگيري از نابودي محوطه‌ها و آثار آن، تيم‌هاي نجات‌بخشي، از طرف سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري موظف به انجام بررسي‌هاي باستان‌شناسانه و اقدام به نجات آثار و اطلاعات اين محوطه‌ها مي‌شوند. معمولا اين عمليات به سرعت و در حداقل زمان انجام مي‌شود.

باستان‌شناسان در طول مدت كاوش، تمام اشيا و آثار كشف شده در محوطه‌ها را به دقت كد‌گذاري كرده و در كارگاه سايت نگهداري مي‌كنند تا پس از پايان كار نجات‌بخشي محوطه، مطالعات و بررسي‌هاي خود را روي تك‌تك اين اشيا انجام دهند.
تمامي اين اشيا و آثار حتي تكه سفال‌هاي پراكنده در سطح محوطه، هر كدام معرف بخشي از فرهنگ، اقتصاد و آداب و رسوم گذشتگان ما هستند كه با بررسي و مطالعات دقيق روي آنها مي‌توان به مجهولات بسياري پاسخ گفت.

بنابراين دقت در نگهداري و بررسي اشيا از اهميت بسزايي برخوردار است.
در برخي از كشورها براي نگهداري و حفظ اين اشيا از عوامل تهديدكننده اقدام به ساخت يك موزه در محوطه مي‌كنند و اشيا كشف شده از آن منطقه را براي هميشه در آن منطقه نگهداري مي‌كنند


چهارشنبه، 5 مهر، 1385

مناجات استاد شجريان
اين دهان بستي دهاني باز شد تا خورنده لقمه هاي راز شد
لب فرو بند از طعام و از شراب سوي خوان آسماني کن شتاب
گر تو اين انبان ز نان خالي کني پر ز گوهرهاي اجلالي کني
طفل جان از شير شيطان باز کن بعد از آنش با ملک انباز کن
چند خوردي چرب و شيرين از طعام امتحان کن چند روزي در صيام
چند شبها خواب را گشتي اسير يک شبي بيدار شو دولت بگير

سه‌شنبه، 17 امرداد، 1385

با من صنما
با من صنما دل یکدله کن گر سر ننهم آنگه گله کن

مجنون شده ام از بهر خدا زان زلف خوشت یک سلسله کن

سی پاره به کف در چله شدی سی پاره منم ترک چله کن

مجهول مرو با غول مرو زنهار سفر با قافله کن 
ای مطرب دل زان نغمه ی خوش این مغز مرا پر مشغله کن

ای زهره و مه   زان شعله ی رو    دو چشم مرا دو مشعله کن 
ای موسی جان چوپان شده ای بر طوربرآ ترک گله کن

نعلین ز دو پا بیرون کن و رو در دشت طوی پا آبله کن 
تکیه گه تو حق شد نه عصا انداز عصا وان را یله کن

فرعون هوی چون شد حیوان در گردن او رو زنگله کن

پنجشنبه، 14 اردیبهشت، 1385

هیجانات آنی؛ یک بار برای همیشه

استاد محمدرضا شجریان:

هر چه از حادثه زلزله دلخراش بم فاصله می‌گیریم، میزان کمک مردم کمتر می‌شود. 

هیجانات آنی؛ یک بار برای همیشه!

     به ذهن تاریخی خود که رجوع کنیم، متوجه می شویم که ما ایرانیان، همیشه آدم  پر احساسی بوده ایم که به طور معمول، تصمیم گیریهایمان آنی است. تا خبر خوبی را می شنویم، صدای هلهله مان به اوج می رسد و ناگهان هم فروکش می کند و وقتی هم خبر بدی را می شنویم، فوری غم می گیریم و ندای کمک، کمکمان گوش فلک را کر می کند و چند روز بعد هم، دیگر هیچ!

    حادثه زلزله بم، آن قدر برای من و شما و دیگران دردناک و زجرآور بود که یک عزم ملّی و فراملّی می طلبید تا بم، بار دیگر سرپا بایستد و لبخند مهر، بر لب مردمانش جاری گردد. همه از همه سو به کمک برخاستند؛ نه تنها از ایران، بلکه از همه نقاط جهان.

    استاد شجریان که باغ هنر بم را با کمک دیگران پی ریزی نمود، درآن اوایل با استقبال خوبی هم روبرو شد. همه فریاد زدند که کمک خواهند نمود، امّا همان ذهن تاریخی به ما می گوید که این قضیه هم، کان لم یکن می تواند تلقّی گردد! عنوان ابتدایی این مطلب هم همین را به ما می گوید. اتفاقاً دستور صریح شریعت ما این است که از حوادث خوب یا بد، نه خیلی شاد شویم و نه خیلی ناراحت. ما هم که ادّعای مسلمانی داریم. پس وظیفه ما حکم می کند که به همان اندازه که هیجانات آنی ما باعث شد که به شدّت از فاجعه ناراحت و گریان شویم و دست بر سر بکوبیم، به همان اندازه هم منطق خود را بر قضیه حاکم سازیم و مسأله را پایان یافته تلقّی نکنیم و آن را به دست تاریخ نسپاریم. هیجانات آنی، یک بار برای همیشه اتفاق می افتد، امّا با منطق، همیشه به یاد خواهیم داشت که هنوز هم چشم هایی هستند که به تقاضای یاری، ما را فرامی خوانند. باشد که مهر و محبت و هم نوع دوستی امان را فراموش نکنیم و احساسات و هیجاناتمان همراه با عمل به شعارها و حرف های متعلّق به دوران هیجانمان باشد.

 


یکشنبه، 3 اردیبهشت، 1385

آتش بگیر ! تا که بدانی چه می کشم
بی تو شکوفه های سحر ، وا نمی شود
باز آ ! که شب بدون تو فردا نمی شود
 
قفل دری که بین من و دست های توست
در غایت سیاهی شب ، وا نمی شود
 
ورد من است نام تو ، هر چند گفته اند
شیرین ، دهن ، به گفتن " حلوا " نمی شود
 
درد مرا ز چهره ی خاموش ، کس نخواند
چون شعر ناسروده ، که معنا نمی شود
 
قلبی که همچو مشعل نم دیده شد خموش
دیگر به هیج بارقه ، گیرا نمی شود
 
آتش بگیر ! تا که بدانی چه می کشم
احساس سوختن ، به تماشا نمی شود
 
باید زهم گسست قیود زمانه را
با کار روزگار ، مدارا نمی شود
 
سروده ی دکتر عباس خیرآبادی

یکشنبه، 27 فروردین، 1385

دوباره می شود ، آری...

 

دوباره می شود ، آری...
به جای کشت، کشاورز را درو کردند.
به جای نان ،
به تساوی گلوله قسمت شد.
توان کارگران را
دوباره ظلم خريد.
دوباره
زاغه نشينان
به زاغه برگشتند.
دوباره طاهره ها
از گرسنگی مردند.
دوباره راضيه بر فقر خويش
راضی شد.
***
شب از عدالت خود قصه های کاذب ساخت.
دوباره بر سر اين خاک ،
ديو وحشت و مرگ،
نشست و گفت :
که خر زهره بهتر از ياس است.
سموم زرد خزان زد به جنگل انبوه.
دوباره بر نفس عاشقان آزادی
نفير ديو وزيد و چراغها را کشت.
دوباره ساده ترين حرف
تيرباران شد.
دوباره هر چه زمين بود
گور ياران شد.
دوباره هرچه که رشتيم
پنبه شد در باد.
***
هلا ! توان همه عاشفان در ميهن!
هلا ! توان همه عاشقان در تبعيد!
دوباره می شود ، آری
به باغ گل روياند.
دوباره می شود ، آری ،
به دشت سبزه نشاند.
دوباره می شود از خانه های شاد گذشت.
دوباره می شود از کودکان
ترانه شنيد.
دوباره می شود از عشق گفت و زيبا شد.
دوباره می شود ، آری ،
اگر بپيونديم
به ديدگان پر از انتظار شب زدگان.
دوباره می شود ، آری ،
اگر شکسته شود
شب و سکوت و
شب ترس و ياس ما ،
ياران!
هلا ! توان همه عاشقان در تبعيد!
هلا ! توان همه عاشقان در ايران!


سه‌شنبه، 15 فروردین، 1385

تضــــــــــــــــــاد

ببينين تضاد چی ميگه؟!؟!؟!؟!

اين دو تا رو مقايسه کنيد و تضاد رو لمس کنيد

تضاد يعنی من

يکی از اين عکسها نامش هست نا اميدی و ديگری تولد اميد

دو اثر جاودان از استاد فرشچيان


یکشنبه، 13 فروردین، 1385

چرا بايد به ايرانی بودن افتخار کنيم؟؟؟

 

Dariush Kabir

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني.
آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند .
آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبير بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است .
آيا ميدانيد : كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد .
آيا ميدانيد : كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد .
آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد .
آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد .
آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد .
آيا ميدانيد : كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اينکه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود .
آيا ميدانيد : داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهي برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره )
را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد .
آيا ميدانيد : داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . )
آيا ميدانيد : داريوش در پايئز و زمستان 518 - 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد .
آيا ميدانيد : داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد كرد ..
آيا ميدانيد : داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت .
آيا ميدانيد : اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و کل ساخت کاخ ?? سال به طول انجاميد .
آيا ميدانيد : داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - كره - عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند .
آيا ميدانيد : داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نيز همراه بوده است .
آيا ميدانيد : تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي "دني تون" بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است .
آيا ميدانيد : داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گزاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع كنند .
آيا ميدانيد : داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاك -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد .
آيا ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد .
آيا ميدانيد : داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از امپراطوري ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد .
آيا ميدانيد : فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد .
آيا ميدانيد : در طول سلطنت داريوش كبير 242 حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت .
*** داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم .. ***

ياد آنان گرامي . شايد ما ذره اي ميهن پرستي را از آنان بياموزيم

 


سه‌شنبه، 8 فروردین، 1385

ايران مرز پر گهر

 

ای ايران ای مرز پر گهر
ای خاکت سر چشمه هنر
دور از تو انديشه بدان
پاينده مانی تو جاودان
ای.. دشمن ار تو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک ميهنم
مهر تو چون شد پيشه ام
دور از تو نيست انديشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد اين جان ما
پاينده باد خاک ايران ما

سنگ کوهت در و گهر است
خاک دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل کی برون کنم
در گوبی مهر تو چون کنم
تا.. گردش جهان دور آسمان بپاست
نور ايزدی هميشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پيشه ام
دور از تو نيست انديشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد اين جان ما
پاينده باد خاک ايران ما

ايران ای خرم بهشت من
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پيکرم
جز مهرت در دل نپرورم
از.. آب و خاک و مهر تو سرشته شد گلم
مهر اگر برون رود گلی شود دلم
مهر تو چون شد پيشه ام
دور از تو نيست انديشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد اين جان ما
پاينده باد خاک ايران ما

 


دوشنبه، 7 فروردین، 1385

هوای گریه با من

 

دلم گرفته ای دوست
هوای گریه با من
گر از قفس گریزم
کجا روم؟ کجا من
کجا روم که راهی
به گلشنی ندانم
که دیده برگشودم
به کنج تنگنا من
نه بسته ام به کس دل
نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رها، رها ،رها من
ز من هر آن که او دور
چو دل به سینه نزدیک
به من هر آن که نزدیک
ازوجدا، جدا ،من
نه چشم دل به سویی
نه باده در سبویی
که ترکنم گلویی
به یاد آشنا ،من
ز بودنم چه افزود؟
نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ
که زنده ام چرا من؟
ستاره ها نهفتم
در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست
هوای گریه با من...

 


شنبه، 5 فروردین، 1385

چه فکر ميکنی؟

نقش خيال خوبم:

 

چه فکر ميکنی؟!

که؛  بادبان شکسته؛   زورق به گل نشسته ايست  زندگی

در اين خراب ريخته   که؛ رنگ عافيت از او   گريخته

به بن رسيده؛    راه بسته ايست  زندگی

چه سهمناک بود سيل حادثه؛

که همچو اژدها     دهان گشود

زمين و آسمان  ز هم   گسيخت

ستاره؛    خوشه خوشه ريخت

....و آفتاب     در کبود دره های آب    غرق شد.

هوا بد است!!!         تو   با کدام باد  ميروی؟

چه ابر تيره ای    گرفته سينهء  تو را     که؛

با  هزار سال بارش شبانه روز هم؛     سينهء تو    وا نميشود

               ********** 

تو    از هزاره های دور   آمدی

در   اين درازنای خونفشان؛     به هر قدم؛    نشان نقش پای توست

در اين درشتناک ديو لاخ   ز هر طرف؛

طنين گامهای  رهگشای توست

بلند و پست اين گشاده دامگاه ننگ ونام؛ــ

به خون نوشته؛    نامهء  وفای  توست.

به گوش بيستون؛  هنوز  صدای تيشه های توست.

چه تازيانه ها   که با تن تو ؛  تاب عشق آزمود

چه دارها که  از تو گشت سربلند

*زهی  شکوه قامت بلند عشق؛  که؛

استوار ماند؛    در هجوم هر گزند.*

               **********

نگاه کن  هنوز؛   آن بلند دور؛     آن سپيده؛     آن شکوفه زار انفجار نور؛

کهربای آرزوست.

سپيده ای که جان آدمی هماره؛   در  هوای اوست.

به بوی يک نفس؛   در آن زلال دم زدن؛

سزد اگر هزار بار  بيفتی  از نشيب  راه  و باز؛

رو نهی بدان فراز

               **********

چه فکر ميکنی؟!

جهان ؛ چو آبگينهء شکسته ايست؛   که؛

سرو راست هم در او؛     شکسته مينمايدت.

چنان نشسته کوه؛  در کمين دره های  اين غروب تنگ؛

که راه؛    بسته مينمايدت.

زمان بيکرانه را؛     تو  با شمار گام عمر ما    مسنج!!

به پای او؛    دمی ست؛  اين درنگ  درد و رنج

بسان رود؛   که در نشيب دره؛   سر به سنگ ميزند؛   رونده باش!

اميد هيچ معجزی؛   ز  مرده نيست؛  زنده باش.

 

 

 


دوشنبه، 29 اسفند، 1384

خوش به حال روزگار

 

دوستان خوبــــــــــــــــــــــم...بزرگواران.....خجسته باد نوروزتان 

 

بوي باران    بوي سبزه    بوي خاك

شاخه هاي شسته    باران خورده    پاك

آسمان آبی  و   ابر سپيد

برگهاي سبز بيد

عطر نرگس    رقص باد

نغمهء شوق پرستو هاي شاد

خلوت گرم كبوترهاي مست

نرم نرمك مي رسد اينك بهار

خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها

خوش به حال غنچه هاي نيمه باز

خوش به حال دختر ميخك  كه  مي خندد به ناز

خوش به حال جام لبريز از شراب

خوش به حال آفتاب

اي دل من گرچه در اين روزگار

جامه رنگين نمي پوشي به كام

باده رنگين نمي نوشی  ز  جام

نقل و سبزه در ميان سفره نيست

جامت  از ان مي  كه مي بايد  تهي است

اي دريغ از تو  اگر چون گل نرقصی  با نسيم

اي دريغ از من  اگر مستم نسازد  آفتاب

اي دريغ از ما

اگر كامي نگيريم از بهار

گر نكوبي شيشهء غم را به سنگ

هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ

هفت رنگش ميشود    هفتــــــــــــاد رنگ


 


سه‌شنبه، 23 اسفند، 1384

ننگ بر بد انديشگان

 

ابن خلدون که دقیق ترین جامعه شناس و مورخ عرب است درباره فتح ایران توسط اعراب این چنین مینویسد :

عرب ها  ذاتا ویرانگر هستند و ضد تمدن . این به ان دلیل است که آنان همواره در حال نقل و انتقال برای دستیابی به غنائم است . که این امر با تمدن منافات دارد . عرب عموما گرایش به تاراج گری دارد و میخواهد آنچه در دست دیگران است را از آن خود کند . زیرا که روزی اش توسط شمشیرش به دست می آید . عرب در گرفتن اموال دیگران هیچ مرز و حدی نمیشناسد و همین که چشمش به مال و متاعی می افتد آن را تاراج میکند . درنتیجه مردمانی که زیر سلطه این قوم باشند در امنیت زندگانی نمیکنند . آنان ساختمانهای اهل حرفه و صنایع را به زور میگیرند و هیچ بهایی برای آن پرداخت نمیکنند . آنان برای صنعت هیچ ارزش قائل نیستند و تنها هدفشان آن است که اموال مردم را از دستشان بیرون بکشند و در نتیجه هیچ توجهی به قومی که مغلوب ست ندارند . سپس آنان را در خودشان رها میکنند تا در آشوب و هرج و مرج باشند .

ابن خلدون مورخ بزرگ عرب درباره کتاب سوزی ایرانیان توسط مسلمانان چنین میگوید :

ایرانیان به سبب عظمت کشورشان که کوله بار چندین قرن تسط بر جهان را در بر داشتند و تمدنی کهن را در خود جای داده بودند و به سبب استمرار پادشاهی شان - شان علوم عقلی نزداشان بسیار بزرگ و دامنه اش گسترده بود . در زمانی که ایران فتح شد کتابهای بسیاری از کتابخانه ها بدست آمد . در نتیجه سعد ابی وقاص به عمر ابن خطاب نامه نوشت تا درباره کتابها تصمیم گرفته شود که در اختیار مسلمان قرار گیرد . عمر پاسخ داد که همه کتابها را در آب بریزید و یا آنکه آتش بزنید . زیرا اگر چیزهایی در آنها باشد که برای راهنمایی و هدایت انسانها باشد - ما را الله هدایت کرده است و نیازی به آنان نیست . اگر هم گمراهی باشد که الله ما را از اینها نجات بدهد . پس به دستور عمر همه کتابها نابود گشت و هیچ برای ایرانیان باقی نماند . برادر سعد که این امر برایش ممکن نبود و دید که او باید در جنگ باشد و برادرش در نعمتهای ایران قوطه ور اینگونه او را ملامت میکند :

ما جنگیدیم تا الله پیروزی فرستاد - ولی سعد در دروازه قادسیه نشست - ما در حالی برگشتیم که زنهای بسیاری بی شوهر شدند ولی زنان سعد شوهر داشتند .

اولین امیرالمومنین عربها شخصی به نام عبدالله جحش بود است که به گفته مسعودی پیامبر در سال دوم هجرت دستور شبیخون زدن به کاوران قریش را به او میدهد . لذا به همین دلیل به امیرالمومنین مشهور میگردد . ( التنبیه الشراف 219 )

ابن خلدون می نویسد که بعد از عبدالله جحش - سعد ابی وقاص که در نبرد خونین قادسیه پیروز بیرون آمده بود به امیرالمومنین مشهور میگردد .

تاراج اموال ایران در بین افراد مدینه :

عمر پس از فتوحات گسترده مسلمانان دست به ساخت مکانی به نام بیت المال در مدینه زد تا غنائم جنگی بدست آمده را گرد هم آورد . سپس از مسلمانان مدینه آمارگیری کرد و نامشان را در دفتری به نام ( دیوان عطاء) ثبت کرد . نخست از یاران نزدیک پیامبر آغاز کرد . سپس علی و پسرانش و در آخر برای سربازان شکرت کننده در جنگ بدر نفری 5000 درهم - برای جنگهای بعد از بدر تا صلح حدیبیه نفری 4000 درهم - برای کسانی که در سالهای 7-12 جنگیده بودند نفری 3000 درهم - برای کسانی که بعد از سال 16 هجری جنگیده بودند نفری 2000 درهم تائین نمود . وی برای پسران امام علی که به سن بلوغ هم نرسیده بودند نفری 5000 درهم تائین کرد . برای عمار یاسر 6000 درهم - برای سلمان فارسی 4000 درهم - برای هرکدام از همسران پیامبر 1000 درهم - برای عایشه همسر محبوب پیامبر 12000 درهم - برای زنان بی نکاحی پیامبر نفری 6000 درهم - برای زنان مدینه نفری 200 تا 500 درهم –

ترور عمرابن خطاب توسط ایرانیان دربند :

عمر در بامداد روز 27 ذوالحجه 23 هجری در محراب مسجد پیامبر مورد حمله یک ایرانی زرتشتی اسیر شده قرار گرفت . او فیروز نهاودنی نام داشت که ابولولو خطابش میکردند و هیچگاه مسلمان نشد و برده را به مسلمان شده ترجیح میداد . او برده مغیره ابن شعبه بود . وی چندین ضربه به عمر زد و 12 تن از همراهان وی را زخمی نمود که بعدها 6 تن آنان مردند و 6 تن دیگر زنده ماندند و آن زمان که دستگیر شد خود را بکشت . چند روز بعد از جراحات عمر به هلاکت رسید . طبری مینویسد عمر اجازه نداده بود که هیچ ایرانی اسیر شده ای وارد مدینه شود . لیکن مغیره ابن شعبه به دلیل آنکه فیروز نهاوندی به نجاری و آهنگری و نقاشی آشنا بوده عمر اقامت او در مدینه را پذیرفته بود . بعدها شخص شد که هرمزان و چند نفر دیگر که امان یافته بودند در مدینه زندگی کنند در ترور عمر دست داشته اند . طبری می نویسد :

بعد از مرگ عمر- عثمان به خلافت رسید . در سال 24 هجری چندین عصیان در ایران بر ضد عربها صورت گرفت و مردم در تلاش برای مبارزه بودند . همدان و آذربایجان دوبار به دلیل تاخیر در پرداخت باج به عربان مورده حمله مسلمانان قرار گرفت .( در سالهای 24-26 ) بعد از این حملات آذربایجان قراردادی را متعهد شد تا در صورت آنکه مردم آزاد باشند دین خودشان را ادامه دهند و به آتشکده های آنان تعرض نشود سالیانه مبلغ 800 هزار درهم پرداخت کند . ( طبری ) ولی با کشته شدن عمر مردم آذربایجان شورش نمودند و از پرداخت خراج خودداری کردند . لیکن لشگری بزرگ راهی آذربایجان شد و شهر و روستاهها ویران گشت و قرارداد سخت تر منعقد گشت .

 


سه‌شنبه، 16 اسفند، 1384

ايران زمين

 

کسی باشد   از بخت   پيروز و شاد

که باشد  هميشه دلش  پر  ز  داد

 

که ایران چو باغیست خرم بهار

شکفته همیشه گل کامکار

اگر بفکنی  خيره  ديوار باغ

چه باغ و چه دشت و چه دريا     چه راغ

نگر  تا تو  ديوار او   نفکنی

دل و پشت ايرانيان   نشکنی

کز آن پس بود   غارت و تاختن

خروش سواران  و کين آختن

 زن و کودک و بوم ایرانیان

به اندیشهء بد   منه   در میان

همه سر به سر دست نیکی برید

جهان جهان را   به  بد   مسپرید

نخوانند بر ما کسی آفرین

 چو ویران بود بوم ایران زمین

دریغ است   ایران     که ویران شود

کنام پلنگان و شیران شود

به کام تو گردد سپهر بلند

دلت شاد بادا   تنت بی گزند

چنين روز  روزت فزون باد   بخت

بد انديشگان را   نگون باد   بخت

بيا  تا همه   دست نيکی   بريم

جهان جهان  به  بد    مسپريم

و از اين پس بر آنکس کنيد آفرين

که از داد   آباد دارد   زمين

بسازيد و  از  داد  باشيد  شاد

تن آسان  و  از کين   مگيريد ياد

کسی باشد   از بخت   پيروز و شاد

که باشد  هميشه دلش  پر  ز  داد

 


یکشنبه، 2 امرداد، 1384

فراخوان استاد شجريان براي تکمیل باغ هنر بم

زملك تا ملكوتش حجــاب بر گيــرند

 هرآنكه خدمت جام جهان نما بكند

استاد محمدرضا شجريان خنياگر هزاره هاست

و هزاردستان رنج و شادي تاريخ معاصر موسيقي ايران

 

فراخوان استاد شجريان براي تکمیل باغ هنر بم

همانطور كه اطلاع داريد پس از زلزله ويرانگر بم ، استاد شجريان تصميم به ساخت يك مجموعه بزرگ فرهنگي هنري در اين شهر گرفتند كه براي تامين هزينه هاي آن 3 شب در سالن وزارت كشور به اجراي كنسرت پرداختند كه كليه درآمد آن را به ساخت اين پروژه عظيم فرهنگي اختصاص دادند ولي تا اجراي كامل ساخت باغ هنر بم ،بیش از 2 میلیارد تومان دیگر بودجه لازم است !!! به همين جهت استاد شجريان مردم هنردوست ايران و جهان را به كمك در تامين هزينه هاي اين پروژه فرا خواندند .

«از بين همه ايرانياني که عاشق استاد شجريان هستند اگر 500 هزار تن ، فقط نفري 5 هزار تومان

براي کمک به ساخت اين باغ هزينه کنند کل هزينه هاي اين مجتمع فرهنگي هنري تامين مي شود.»

 

شماره حساب جاري ريالي 4280 و حساب ارزي 2200777 بنام محمدرضا شجريان،

نزد بانک ملی شعبه ميدان هفت تیر تهران (كد 444)

اميدوارم كليه كساني كه با نغمه هاي ملكوتي حضرت استاد شجريان خلوت مي گزينند ، آهنگ وفا سر داده و با كمك هاي خود به شماره حساب ذكر شده ، استاد شجريان را در اين امر بزرگ ياري دهند .

نوشته ای تقديم به استاد :

ای خنياگر (همايون مثنوی)های دلتنگی که (نوا)ی شور انگيز آوازت (آرام جان) (خلوت گزيدگان) است. ای نغمه گر (بیداد)های روزگار که (چشمه نوش) ساز صدايت (آهنگ وفا)ی بيدلان است، ای (دستان) شيرين لهجه که از (دولت عشق) تحريرهای دل نشينت (راز دل) به (آستان جانان) می بردو (در خيال)(چهره به چهره) حقيقت می نشاند.ای ترنم دلربای باران در (شب،سکوت و کوير) که شاه بيت غزل هايت (جان عشاق) را به (ياد ايام) دلنوازی دوست زنده می کند. در (شب وصل) که شور و (ماهور)ت (سر عشق) باز می گويد، از سوی (دل مجنون)(دود عود) بر می خيزد و هر سر اندازی که در پی گشودن (معمای هستی) است، (رسوای دل) می کند. ای مطرب ساز عاشقان، اين روزها که (دل شدگان) (زير گنبد مينا) در انتظار (پيام نسيم) مهرورزی اند، و (جان جان) دلدادگان، چشم به راه (سرو چمان) بهار بهروزی است، مگو که (زمستان است) نغمه ای سر کن از (انتظار دل) تا با رشته ی (پيوند مهر) به (سپيده) آرزوها چشم بگشايم و همنوا با حنجر ی آتشين تو محبوب را بخوانيم و (فرياد ) برآريم  (بی تو به سر نمی شود) و باقی را (عشق داند.....)

 

«از بين همه ايرانياني که عاشق استاد شجريان هستند اگر 500 هزار تن ، فقط نفري 5 هزار تومان

براي کمک به ساخت اين باغ هزينه کنند کل هزينه هاي اين مجتمع فرهنگي هنري تامين مي شود.»




خانه
آرشيو
پست الكترونيك

نويسنده
* homayoon golsefidi


پرشين وبلاگ
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
persianblog fans

لينك دوستان

آیدا نور ...خاطره...نقش خیال

ساحل



 
   
  پرشين‌بلاگ  

  RSS 2.0